السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
21
تفسير الميزان ( فارسي )
الْقُرى » ) * مكه مكرمه است . و مراد از انذار مكه ، انذار اهل مكه است . و مراد از * ( « مَنْ حَوْلَها » ) * ساير نقاط جزيرة العرب است ، يعنى آنهايى كه در خارج مكه زندگى مىكنند . مؤيد اين معنا كلمه « عربيا » است ، چون مىفرمايد : بدين جهت قرآن را عربى نازل كرديم كه عربى زبانها را انذار كنى . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه اگر غرض از نازل كردن قرآن فقط انذار عرب زبانها باشد با جهانى بودن قرآن نمىسازد . جوابش اين است كه دعوت پيامبر اسلام در جهانى شدنش تدريجى و مرحله به مرحله بوده ، در مرحله اول به حكم آيه شريفه « وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ » « 1 » مامور بود تنها فاميل خود را دعوت كند ، و در مرحله دوم به حكم آيه شريفه « قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » « 2 » مامور شده آن را به عموم عرب ابلاغ كند ، و در مرحله سوم به حكم آيه « وَأُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لأُنْذِرَكُمْ بِه وَمَنْ بَلَغَ » « 3 » مامور شده آن را به عموم مردم برساند . يكى از ادله اى كه مىرساند كه چنين مراتبى در دعوت اسلام بوده ، آيه شريفه « قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ - تا جمله - إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ » « 4 » است ، چون آن طورى كه از سياق سوره برمىآيد خطاب در آن به كفار قريش است ، مىفرمايد : اين قرآن هدايت و تذكر براى تمام عالميان است و اختصاص به يك قوم و دو قوم ندارد ، و چون كتابى است همگانى ديگر معنا ندارد كه رسول خدا ( ص ) از عرب مطالبه اجر و پاداش كند . علاوه بر اينكه در اين معنا هيچ حرفى نيست كه دعوت به اسلام شامل اهل كتاب و مخصوصا يهود و نصارى نيز مىشود ، ( چون در قرآن بارها به اهل كتاب خطابها كرده ، و ايشان را به پذيرفتن دين دعوت فرموده ) . و نيز مسلم تاريخ است كه مردمى از غير عرب اسلام را پذيرفتهاند ، مانند سلمان ايرانى ، و بلال حبشى ، و صهيب رومى . بعضى از مفسرين « 5 » گفتهاند : مراد از جمله * ( « مَنْ حَوْلَها » ) * سائر اقوام بشريت غير عرب است ، و مؤيد اين احتمال آن است كه از مكه تعبير فرموده به * ( « أُمَّ الْقُرى » ) * يعنى مركز تمامى شهرهاى دنيا و گر نه مىفرمود : مكه .
--> ( 1 ) سوره شعراء ، آيه 214 . ( 2 ) سوره حم سجده ، آيه 3 . ( 3 ) سوره انعام ، آيه 19 . ( 4 ) سوره ص ، آيه 86 و 87 . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 22 .